سایز متن   /

یکی از مهم‌ترین و جدی‌ترین آسیب‌هایی که در نظام مدیریتی کشور ما و خصوصاً در حوزه‌ی آموزش و پرورش و آموزش عالی وجود دارد فقدان رویکردهای علمی و دقیق به انتصاب و گزینش مدیران و ارزشیابی آن‌هاست. جهت‌گیری‌های سیاسی که نقش اصلی را در تعیین مدیران دارد سبب شده تا نظام مدیریتی کشور گرفتار نوعی از سیاست‌زدگی به دور از استانداردهای دقیق علمی شود و از این لحاظ نظام آموزشی کشور شرایط نامطلوبی را تجربه کرده است. از این‌رو پرداختن به حرفه‌ی مدیریت با رویکردی علمی، مبتنی بر شواهد پژوهشی و تجربی و مهم‌تر از همه مستقل از جهت‌گیری‌های سیاسی امری بسیار ضروری است که می‌تواند گفتمانی از مدیریت به عنوان یک حوزه‌ی حرفه‌ای و تخصصی را هرچه بیشتر توسعه دهد. اهمیت چنین مسئله‌ای خصوصاً در شرایط کنونی که انتصابات و تعیین مدیران در آموزش و پرورش و آموزش عالی به دغدغه‌ی این روزهای بسیاری از افراد جامعه و خصوصاً معلمان، اساتید و دیگر کارکنان دو وزارتخانه‌ی متبوع و همچنین تصمیم‌گیرندگان سیاسی تبدیل شده به خوبی روشن است. در این خصوص بهره جستن از تجربه و دانش کسانی که سال‌ها در موقعیت‌های مدیریتی ایفای نقش کرده‌اند و همچنین دانش مرتبط با آن حوزه را نیز آموخته‌اند می‌تواند بسیار روشنگر باشد.

آنچه در اینجا می‌آید بخشی از مصاحبه‌ای است با جناب آقای دکتر عبدالمحمد طاهری، دانشیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد شیراز در رشته‌ی مدیریت آموزشی. ایشان به پرسشی درباره‌ی “مسئله‌ی مدیریت و الزامات شایستگی یک مدیر” چنین پاسخ داده اند:

“بایستی تاکید کنم که اگر قرار است فردی مدیر شود، توانمندی ذاتی و ذوقی‌اش می‌بایست مورد اندازه‌گیری قرار بگیرد. مثل کار معلمی است. هیچ  فرقی ندارد. بخش اعظمی از مدیریت هم توانمندی‌های ذاتی است. امروز دیگر نمی‌شود گفت مدیریت بلکه باید گفت هنر رهبری یک مدیر در سازمان. اما این توانمندی که من از آن با عنوان هنر یاد می‌کنم آنقدر مهم است که فرد باید برود و آن را یاد بگیرد. بخشی دیگر نیز تکنیک است. یعنی در واقع شما به دو نوع صلاحیت نیاز دارید. یکی صلاحیت حرفه‌ای است و دیگری صلاحیت اخلاقی که اینها هر کدام شاخص‌هایی دارد.

بهرحال وقتی کسی می‌خواهد مدیریت یک مجموعه را عهده‌دار شود باید از معیارهای صلاحیت اخلاقی و صلاحیت حرفه‌ای برخوردار باشد. وقتی می‌گوییم صلاحیت حرفه‌ای یعنی میزان دانش، توانمندی‌ها، استفاده از ابزار، تکنیک و روش‌ها، و وقتی می‌گوییم صلاحیت اخلاقی یعنی سلامت نفس، تعهد و باور به منزلت و جایگاهی که در آن قرار دارد. اینها می‌توانند فرد را برای جایگاه مدیریت آماده سازند. بخشی از اینها را به شیوه‌های کمّی و بخشی دیگر را می‌توان به شیوه‌ی کیفی مثل شبیه‌سازی یا روش‌های خاص دیگر سنجید. مثلاً امروزه مدیران در همه‌ی ارکان نهاد مدیریتی ایران می‌بایست مدیریت بحران را بلد باشند. اگر چنین نباشد باید بروند و آن را یاد بگیرند. بهرحال این یک تخصص است. پس غیر از توانمندی‌های ذاتی تخصص را هم بایستی بروند یاد بگیرند.

اینکه چرا مدیران ما گاهاً موفق نیستند و اگر هم در اداره‌ی سازمان موفق باشند اما در مدیریت به شکل کیفی اینگونه نیست، بایستی بگویم که دلیلش این است که کیفیت، مورد لحاظ و مورد انتظار نیست. شاید شرایط طوری است که همین که فرد بتواند آن جایگاه را اداره کند در واقع کار مهمی انجام داده است. البته این برای من قابل قبول نیست چون مدیر هرگز نباید به این فکر کند که من همین قدر امکانات دارم و بر اساس همین میزان امکانات کار می‌کنم. مدیر باید توانایی خلق شرایط را داشته باشد. مدیر باید توانمندی این را داشته باشد که نقاط ضعف را به قوت و تهدیدها را به فرصت تبدیل کند. بنابراین در باب ویژگی‌های یک مدیر، من می‌گویم که غیر از صلاحیت حرفه‌ای و اخلاقی باید از او آزمون گرفت تا مشخص شود که آیا توانایی تبدیل نقاط ضعف به قوت را دارد یا خیر. شما با یک فرمول شبیه‌سازی ساده می‌توانید فرد را در یک جایگاه قرار دهید و بسنجید که آیا این توانایی را دارد یا خیر. در اینصورت نمرات او می‌تواند نشان‌دهنده‌ی معرفت وی برای تصاحب موقعیت مدیریتی باشد. بنابراین باز نیاز داریم تا نگاه جدیدتری به مدیریت داشته باشیم.

در هزاره‌ی سوم وقتی صحبت از مدیر می‌کنیم دیگر دیدگاه تیلور ۱۹۰۷ مدنظر نیست بلکه امروز دیدگاه رهبری در سازمان مورد توجه است، آن هم رهبری متناسب با ارزش‌های دنیای امروز نه دنیای ایران. بنابراین از این دیدگاه اگر کسی بخواهد رهبری یک سازمان را عهده‌دار شود بایستی هم به لحاظ حرفه‌ای و هم به لحاظ اخلاقی بسیار توانمند باشد. باز هم تکرار می‌کنم که ما نیاز داریم تا یک واکاری عمیق و مجدد از نظام مدیریتی خود هم به جهت مبانی نظری و هم عملی انجام دهیم و بایستی نسبت به فردی که می‌خواهد در این قامت به ایفای نقش بپردازد دقت بیشتری داشته باشیم از این جهت که او کیست و چگونه می‌خواهد اهداف را به منصنه ظهور برساند.”

آنچه در بالا آمد بخشی از مصاحبه‌ ای است با دکتر عبدالمحمد طاهری که به پرسشی درباره‌ی مسئله‌ی مدیریت و الزامات شایستگی یک مدیر پاسخ داده‌اند. تاکید بر نگاه علمی و دقیق و نیز بازنگری در پارادایم های مدیریتی و خصوصا در امر انتصابات و گزینش ها مسئله ای است که در دیدگاه های فوق کاملا مشهود است. مسئله ی صلاحیت های حرفه ای و اخلاقی مدیران و نحوه ی ارزیابی آن ها امری به شدت ضروری برای بهبود و عملکرد موفقیت آمیز سازمان هاست. این ها همگی نشان از خلأهایی دارد که در نظام مدیریتی جامعه ی ما وجود دارد و سبب شده تا سیاست در نازل ترین شکل خود بر گفتمان های حرفه ای سیطره داشته باشد. آسیب های ناشی از چنین اختلالی در عملکردهای نظام گزینش و ارزیابی مدیران بر هیچ کس پوشیده نیست و امید می رود اصلاحات اساسی و بنیادی در این خصوص صورت گیرد که در غیر اینصورت روز به روز بر بحران های نظام آموزشی کشور افزوده خواهد شد.

“درباره ی دکتر عبدالمحمد طاهری”

دکتر عبدالمحمد طاهری در طول سال‌های فعالیت خود به عنوان یک معلم و مدیر در آموزش و پرورش ایران موقعیت‌های آموزشی، پژوهشی و اجرایی مختلفی را تجربه کرده است. برخی از این تجارب عبارتند از: مدیریت مجتمع آموزشی دانشگاه شیراز، معاون ناحیه‌ ی ۲ آموزش و پرورش شیراز، معاون دانشگاه پیام‌نور شیراز، ریاست شورای تحقیقات سازمان آموزش و پرورش فارس، ریاست سازمان آموزش و پرورش فارس، سمت مشاور وزیر آموزش و پرورش در دوره‌ی اصلاحات، مدیر پروژه‌های بانک جهانی در وزارت آموزش و پرورش، رایزن فرهنگی ایران در افغانستان و مسئول ستاد بازسازی وزارت آموزش و پرورش این کشور، و همچنین معاونت و ریاست دانشکده‌ی اقتصاد و مدیریت دانشگاه آزاد اسلامی شیراز. وی همچنین مقالات و کتاب‌های بسیاری را در حوزه‌ی مدیریت آموزشی تالیف و ترجمه نموده است. برخی از کتاب‌های ایشان عبارتند از: فارسنامه‌ی دوم (شناختی تاریخی، اقتصادی، فرهنگی)، مشارکت و مدیریت مشارکتی، سرپرستی و نظارت آموزشی، رفتار سازمانی و … .””

دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی