سایز متن   /

۱- بیش از یکصد سال از تلاش خستگی ناپذیر ایرانیان در جهت دموکراتیزه کردن امور اجتماعی، اقتصادی و عرصه سیاست می گذرد. بیش از یک قرن امید و یأس، پیروزی و باخت، اوج و فرود، ایرانیان را تا چه اندازه به مقصد جمهوریت رسانده است؟
پیتزای دموکراسی در دست آشپز و مطبخ ایرانی به آشی تبدیل شده که یا شور است و یا بی نمک! فرآیند آزادی خواهی جامعه ایرانی در طول تاریخ به علت رمانتیسیسم و شور انقلابی تبدیل به سیکل طاقت فرسایی شده است که در آن به قول مارکس گاه به صورت کمدی و گاهی دیگر تراژیک، تاریخ را تکرار می کند. به گفته میشل بن سایق « هربار که انسان می گوید هرگز تکرار نمی شود، موقعی است که دیگر خیلی دیر شده است. به این دلیل ساده که این عبارت بیانگر آنست که این «آن» که نباید تکرار شود هنوز در جایی لانه دارد و در حال فعالیت است.» آنچه که از سیر تاریخی این یکصد و اندی سال مشهود است، کنش و واکنش های احساساتی ، نمودهای هیجانی ، مدل های رمانتیکِ به حرکت درآمدن و با هر پیروزی مقطعی کم حوصله شدن ، تجزیه شدن و سازمان شکنی کردن ، ترس از آزادی و مرادخواهی است و از این رو شاید گزافه نباشد اگر بگوئیم شور آزادی در درازنای راه به شعور و خردورزی تبدیل نشده است و در عوض یا به انفعال و افسردگی رسیده و یا اینکه به عصبیت اجتماعی و رفتار انقلابی تبدیل شده است.
دوم خرداد ۷۶ ایرانیان، به ظاهر گفتمان جدیدی را رقم زدند و اصلاح را جایگزین انقلاب کردند. اما در ادامه، رفرم گراییِ ایرانیان نیز سرنوشت جنبش های رادیکال را پیدا کرد و در ابتدا با شور، سپس لنگ زدن و در ادامه توقف و بن بست روبرو شد. ایرانیان این بار برای طبخ پیتزا، آش را با پنیر پیتزا همراه با مخلّفات آن در دیگ ایرانی جوشاندند تا دوباره « کی بود، کی بود، من نبودم » گفتمان غالب شود و غذایی پخته شود که نه آش باشد و نه پیتزا ! و به همین دلیل است که اصلاح طلبان در قدرت از عدم همراهی جامعه و کارشکنی محافظه کاران نالیدند و سرانجام هم دولت پاکدست! و مهرورز! نهم از دل دولت اصلاح طلب بیرون آمد تا روز از نو ، روزی از نو

۲- ازدحام و و ترافیک ثبت نام کنندگان پست ریاست جمهوری در ایام ثبت نام در وزارت کشور و سپس اعلام تیپ و طبقه ثبت نام کنندگان در رسانه ها و بخصوص نمایش آن در صدا و سیما، بیش از هر چیز نشان داد که جامعه ایران در چه وضعیت بحرانی قرار دارد. به تمسخر گرفتن شخصیت ها، پست ها، نهادها و ارزش ها، نشان از دگرگونی خطرناکی در ذهن و زبان جامعه دارد. گویی پوپولیست القایی از سطوح مدیریتی ، جامعه را به وندالیسمی (بزه شهری) عینی و انتزاعی کشانده است.
فرناندو‌ سوتر در کتاب «پرسش های زندگی» می نویسد : «دموکراسی بر این فرض استوار است که هیچ کس برای فرامانروایی و یا فرمانبری متولد نشده است. همه ما با توانایی اندیشیدن و لذا حق سیاسی مشارکت در شیوه اداره جامعه خود به دنیا آمده ایم.» اگر پیش فرض فرناندو‌ سوتر را غیرمشروط بپذیریم به همین آشفته بازاری می رسیم که در امر مهمی چون ریاست جمهوری به وقوع پیوسته است و هر فردی در هر مرتبه ای به خود اجازه ثبت نام می دهد تا دموکراسی خود را در نوعی ابتذال و آنارشی نمایان سازد. راهکار رهایی از این آسیب پذیری در عرصه دموکراتیک‌، برنامه سالاری مبتنی بر وجود تشکل های سیاسی و‌ احزاب مستقل و آزاد است تا افراد علاقمند و توانمند به عرصه سیاست، فرآیند ارتقاء خود را با ورود به احزاب پی گیری کنند و احزاب نیز با کارشناسی دقیق تر افراد توانمند، آنها را کاندیدا نمایند.

۳- امانوئل کانت در رساله مشهور خود ( ۱۷۸۳) تصریح می کند که : « فرد باید آزاد باشد در هر زمانی علناً عقل خود را به کار گیرد. تنها به این ترتیب است که جامعه بشری به روشن اندیشی می رسد» کانت می افزاید : « آزادی هر فرد در استفاده های علنی از عقل خود، یعنی هر فردی آزاد است در حضور عامه مخاطبان، بسان کارشناسی از عقل خود بهره گیرد» براساس دیدگاه کانت، آدمیان در هر دو‌ موضع رأی دادن یا رأی ندادن، کنشی عقلانی را انجام داده اند. بر همین اساس نمی توان افرادی را که حاضر به رأی دادن نیستند در زمره ی بی تفاوتان گذاشت که این بی تفاوتی شاید از دیدگاه آنان کمال اهمیت باشد و چه بسا آنان، رأی دهندگان را بی تفاوت بشمارند. تلاش برای حضور افراد در انتخابات توسط حوزه رسمی حاکمیت باید تلاشی صادقانه و جدی در راستای کسب اعتماد شهروندان باشد و در ضمن تصمیم گیرانِ به رأی ندادن، متوجه مقداری از ایجاد جمهوریت و تأثیر رأی خود باشند.

دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی