سایز متن   /

اینطور که بی‌بی‌سی نوشته، دختر ۱۱ ساله وقتی دیده است که معلمش بابت اشتباه یک نفر همه را مجازات می‌کند، در فرم نظر سنجی مدرسه با استناد به بند کنوانسیون ۱۹۴۹ ژنو، مجازات جمعی را از مصادیق “جنایات جنگی” دانسته و به این شیوه مدرسه اعتراض کرده است. این ابراز عقیده ۴۰۰ هزار بار توییت شده و بازتابی جهانی پیدا کرده است. پدر دختر هم از تردید خود در تذکر (تنبیه) به دخترش یا خرید بستنی به عنوان پاداش گفته و با “رای مردم”، پاداش بستنی نصیب این دختر ۱۱ساله شده است(پروسه قابل تاملی دیگر).

برای من که دوران کودکی ام به خط ایستادن برای چک شدن ناخن انگشت‌ها(بررسی جرم تیله بازی) یا صلوات ممتد قبل از شلاق زدن دانش آموز خاطی در مراسم صبحگاه و یا حفظ از بالا به پایین و از پایین به بالای اصول دین سپری شده است، چنین اخباری البته که عجیب است.

نقطه‌ی مقابل آن نظام آموزشی که به گونه ای هدایت می شود که پرسشگری، دختری ۱۱ ساله را به صرافت مطالعه تاریخ و مصادیق جنایت جنگی و اعتراض به وضعیت خود می اندازد، نظام آموزشی آمرانه و تکلیف محوری است که بر حفظ طوطی وار مطالب، ترس و مجازات بنا شده است.

تصویرعروسک «شیطان» که در جشن تکلیف دختران دبستانی، به جان شان افتاده بود -و مدتی در شبکه مجازی دست به دست می شد- هنوز از خاطرمان نرفته است. تصویری مضحک از شیوه غلط آموزشی که معلوم نیست دقیقاً چه هدفی را دنبال می‌کند، زیرا ماحصل چنین شیوه ای حتا اهداف آموزش مذهبی را نیز فراهم نمی‌کند، چه برسد به اهداف کلی آموزش.

به چنین نگاه اشتباهی، اضافه کنید، عادت به ابتذال کشاندن همه موضوعات مرتبط با مقوله آموزش من جمله همین سند ۲۰۳۰٫ سندی که به فرض وجود کاستی، بازهم باید موضوع بررسی نقادانه متخصصان و کارشناسان باشد. اما چنان در چنگال سیاست و غوغا گرفتار شد که حتا افرادی مثل حاجی بابایی وزیر آموزش پرورش دولت احمدی‌نژاد -که متن سخنان مویدانه‌اش در این باب موجود است- از محاکمه امضاءکنندگان این سند صحبت می‌کند و جمله‌ی مشترک همه مخالفین دولت -که این روزها کارشناس مسایل آموزشی هم هستند- اشاره به آثار زیانبار و مخرب این سند است(اگرچه هنوز معلوم این قلم نشده است که مصادیق مورد اشاره این عزیزان از کجای سند استنباط شده است).

مرادم از مقایسه آموزش منجر به دختر ۱۱ ساله که مصادیق جنایت جنگی را این چنین استنباط می‌کند و چنین بازتاب می یابد با آن نوگلان نوشکفته تازه به سن تکلیف رسیده که آنطور از وحشت ابلیس فریاد می‌زدند، این است که مشکل نظام آموزشی ما برخلاف آنچه این روزها تصور می شود سند ۲۰۳۰ یا امثالهم نیست. مشکل اصلی نظام آموزشی ما ناتوانی در برانگیختن پرسشگری و تحریض کنجکاوی دانش آموز و از همه مهم تر، ناتوانی در آموزش نحوه تفکر نقاد و محق است، تفکری که هم اعتماد به نفس لازم را برای دفاع از حرمت و کرامت افراد، فراهم کند و هم جوابگوی نیازهای اساسی آنان برای مواجهه با چالش‌های جدی زندگی باشد.

کانال شخصی سهند ایرانهر

دیدگاهها

دیدگاه ها (۱ دیدگاه)

  1. رضا علوی از بجنورد

    آقای عزیزی که این مطالب را تحریر کرده ای من به عنوان دانش آموز همین نظام آموزشی به شما عرض می کنم ، مگر آموزش و پرورش ما مورد تایید و بر اساس آموزه های دینی است؟ آیا معلم های ما در مدارس آنچه مورد نیاز فکر و ذهن ماست را به ما آموزش می دهند؟
    آیا دین اسلام تاییدی در نحوه آموزش ما به این روش دارد؟
    و ….
    به عرض می رسانم که به قول بزرگی می گفت برای درست شدن آموزش و پرورش بایستی خاکشو عوض کنیم.
    ما هم از همه چیز آموزش و پرورش گلایه مندیم اما چه کنیم که اگر یک دولتی سرکار می آمد و جرات زیر و رو کردن آموزش و پرورش را داشت کارها درست می شد.
    ما که مسلمونیم و ایرانی چرا بایستی در ماه مبارک رمضان کلاس های درسمان دایر و امتحان داشته باشیم ؟
    نمی شد ماه مبارک رمضان را تعطیل می کردند و بعد از این ماه امتحانات را می گرفتند؟
    این یک مثال از این است که آموزش و پرورش ما دقیقا همان چیزی را اجرا می کند که دشمنان ما می خواهند.
    بد عمل کردن معلمان و ناظم هایی که از دین چیزی نمی دونند را به پای اسلام ننویس آقای محترم. اگه معلم و ناظم های شما بد عمل می کردند وقتی کتک می خواستن بزنن صلوات میفرستادن این ضد دین کار کردن آنها بوده نه اینکه اسلام این جور رو می خواهد.
    به اسلام عمل کنید بعد اگه بدی دیدید.

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی