سایز متن   /

ظاهرا در خبرها آمده بود صبح امروز پنجشنبه ۲ شهریور جناب آقای بطحایی در کنگره «کانون تربیت اسلامی» یکی از تشکلهای اصول گرای فرهنگیان شرکت نموده اند.از سوی دیگر برخی از انتصابات اخیر در وزارت آموزش و پرورش منتسب به پاره ایی از تشکها مثلا «مجمع فرهنگیان ایران اسلامی» از تشکلهای اصلاح طلب فرهنگیان بوده است. قابل پیش بینی است که از این دست رویدادها طی روزهای آتی و البته در ادامه صدارت آقای بطحایی بسیار پیش خواهد آمد. اما چه تفسیری از این رویدادها باید داشت؟ یکی از نخستین تفاسیر از طرف آقای شیرزاد عبدالهی در صدای معلم منعکس گردیده که دو نکته از آن قابل استخراج است:

اول آنکه -وزیر به خاطر وعده هایی که در کشاکش رای اعتماد به نمایندگان در مورد عزل و نصب ها داده است چاره ایی جز شرکت در این جلسات و حرف شنوی از این گروهها ندارد.

دوم آنکه-تشکلهای اصول گرایان و برخی تشکلهای اصلاح طلب کم اهمیت!(البته از نظر آقای عبدالهی و دوستانشان) با وجود عدم برخورداری از محبوبیت بین فرهنگیان و نداشتن پایگاه قابل قبول دست بالا را در این فرایند دارند واین بدان معناست که«مشارکت به یک رانت تبدیل شده است».

این تفسیر که در نگاه اول چندان هم بیراه به نظر نمی رسد.مخصوصا برای اصلاح طلبان اصیل(بخوانید آرمانگرا) بسیار ناگوار و تلخ است.بدین معنا که احساس می کنند با تلاش بسیار در یک بازی نابرابر حریف را شکست داده و انتخابات ریاست جمهوری را با اختلاف فاحش برده اند اما اکنون که نوبت خوشه چینی و بهره برداری است،حریف با لابی گری وزیری متمایل به خود سرکار آورده و تمام زحمات بر باده رفته است. این افراد شاید آرزو داشتند کسی بر مسند وزارت بنشیند که اساسا یک خط قرمز دور اصول گرایان کشیده و طی چهار سال آتی حداقل آنگونه با آنها رفتار نماید که در دولتهای نهم و دهم با اصلاح طلبان رفتار شد. این آرزو و آن تفسیر هر دو ایرادات اساسی دارند که چند مورد از آنها اشاره می شود تا از پی آن تفسیر واقع بینانه تری بدست آید.

اولا، اگر تفسیر آقای عبدالهی را بپذیریم جای این سوال باقی است که تشکلهای -پرطرفدار و اصیل از نظر ایشان- چرا نتوانسته اند نقش اثباتی اثرگذاری در تعیین وزیر آموزش و پرورش ایفا نمایند؟ و اساسا کی خواهند توانست در این زمینه عملکرد مثبتی داشته باشند؟ آیا اکنون که اصلا ح طلبان دست بالایی در نهادهای انتخابی دارند و تجربه تلخ دوره های گذشته پیش روی آنهاست،زمان آن نرسیده بود که دست از تشتت برداشته و با انسجام و اتحاد درون جبهه ایی به نتیجه قابل قبولی دست یابند؟ ثانیاً آقای عبدالهی و دوستانشان با چه سنجه ایی به بهانه های مختلف خود را اصیل،پرطرفدار،مردمی، فاقد مطامع فردی و جناحی،سازش ناپذیر و…قلمداد کرده و سایر تشکلهای اصلاح طلب مثل مجمع فرهنگیان را کم نفوذ و سهم خواه و …جلوه می دهند؟ آیا هر گروهی که نتوانست واقعیت های بازی سیاسی را درست تحلیل کرده و با عملکرد نادرست کنار ماند اصالت دارد؟ و هر گروهی که عملکرد حرفه ایی و مسئولانه در پیش گرفت و موفق به تاثیرگذاری در فضای سیاسی شد باید مورد هجمه قرار بگیرد؟ ثالثا چرا فکر می کنیم اگر یک جناح سیاسی سرکار آمد باید رقیب را بطور کامل از صحنه خارج نماید و هرکس غیر از این بیاندیشدیا نفوذی جناح مقابل است یا ناآگاه؟ این فکر، شاید نظر و عمل اصول گرایان در دوره های پیشین بوده است ولی نه با اصول رقابت دموکراتیک سازگار است و نه با ساختار حقیقی و حقوقی نظام تعلیم و تربیت کشور

واقعیت آن است که در سپهر سیاست، تعامل اصل است،رایزنی با گروههای مختلف موافق و مخالف، و حتی داد و ستد امتیازات قاعده بازی است.این دیدارها نه تنها ناامید کننده نیست بلکه ضرورت تام دارد. نکته مهم آن است که اولا:جایگاه هر گروه با شفافیت و شناسنامه دار شدن روشن شود.نکته ایی که خوشبختانه جناب آقای عبدالهی نیز به آن اشاره کرده اند.(البته این امرشامل کانون صنفی فرهنگیان ،دوستان صدای معلم و سایر منتقدان وزیر محترم هم می شود نه اینکه با تعدادی معدود ادعای کمپین ۱۰۰ هزار نفری بکنند). ثانیا:مهارت و پای بندی بازیگر اصلی این صحنه که مقام عالی وزارت است و مشاوران و همران اصلی ایشان به مبانی اصلاح طلبی و بهبود واقعی وضعیت آموزش و پرورش تعیین کننده نتجه نهایی این گونه تعاملات خواهد بود. به امید نتیجه مطلوب از این نشستها برای آموزش و پرورش کشور

دیدگاهها

دیدگاه ها (۱ دیدگاه)

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی