سایز متن   /

فرهنگیان با وجود اصرار به انتخاب وزیری از درون مجموعه آموزش و پرورش، هیچ یک از مدیران فعلی این نهاد را به عنوان وزیر نمی‌پذیرند! این تناقض در قالب کمپین‌های «نه به زرافشان» و «نه به بطحایی» بروز کرده است.

به گزارش تابان به نقل از خبرگزاری تسنیم، در هفته‌های اخیر با معرفی «سید محمد بطحایی»‌به عنوان گزینه پیشنهادی وزارت آموزش‌وپرورش، بحث‌های موافقان و مخالفان وی از میان جامعه فرهنگیان به ویژه در فضای مجازی حسابی داغ بود.منتقدان که به عملکرد بطحایی در دوران حضورش به عنوان معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی وزارت آموزش‌وپرورش ( در دوران حضور فانی) نقدها دارند، حضور او در وزارت آموزش‌وپرورش را بازگشت به عقب می‌دانند و موافقان حضور بطحایی در وزارت آموزش‌وپرورش براین باورند، او فردی است که سال‌ها در بدنه آموزش‌وپرورش حضور داشته و به عنوان وزیری منتخب از بدنه آموزش‌وپرورش با مشکلات و چالش‌های این وزارتخانه آشناست همچنین به دلیل رابطه خوبی که با دولت دارد و مدتی نیز به عنوان معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی وزارت آموزش‌وپرورش فعالیت می‌کرد، می‌تواند در جذب بودجه از دولت برای آموزش وپرورش اقدام کند.

هر چند در این مدت، کمپین‌های مختلفی در فضای مجازی در دفاع یا نقد گزینه پیشنهادی دولت برای آموزش‌وپرورش شکل گرفته است اما قاطبه جامعه فرهنگیان می‌دانند تا زمانی که آموزش وپرورش به اولویت اصلی دولت تبدیل نشود نمی‌توان از وزیر انتظار داشت با بودجه‌ای که حتی برای این وزارتخانه کافی نیست اقدام به تحول کند و برای رسیدن آموزش‌وپرورش به جایگاه مطلوب همراهی ارکان دولت نیاز است، موضوعی که فخرالدین دانش آشتیانی وزیر آموزش‌وپرورش در نامه خداحافظی خود از آموزش‌وپرورش به آن اینگونه اشاره کرده است:‌ «تردیدی نیست که برای نشاندن آموزش و پرورش به جایگاه مطلوبی که آرزوی همه دوست‌داران نظام جمهوری اسلامی است و می‌تواند مسیر توسعه کشور را هموار سازد هنوز راه درازی در پیش رو است. راهی که جز در سایه وفاق ملی و مشارکت و تعامل آگاهانه تمامی نهادها و نیروهای تاثیرگذار بیرونی و داخلی و یکدل و یکصدا شدن آنها امکان‌پذیر نیست.»

در همین رابطه سید منصور موسوی کارشناس آموزشی در یادداشتی به موضوع کمپین‌های نه و آری به وزرای پیشنهادی کابینه اشاره کرده است. محتوای این یادداشت بدین شرح است:

در روزهای منتهی به اعلام ترکیب کابینه دولت دوازدهم توسط دکتر حسن روحانی، علی زرافشان بطور غیر رسمی به عنوان وزیر پیشنهادی دولت برای وزارت آموزش و پرورش معرفی گردید. زرافشان در روزهای بعد بنابر شرایط جسمی نامساعد و نیز مواجهه با جو سنگین رسانه ای و واکنش منفی فرهنگیان، از پذیرش این مسند کناره گیری نمود.

فرهنگیان با وجودی که دکتر نجفی بطور علنی اعلام نموده بود در وزارت آموزش و پرورش حضور نخواهد داشت، هنوز از حضور ایشان قطع امید نکرده و امید داشتند تا دولت فردی را که حلال مشکلات آموزش و پرورش شناخته می شود، برای تصدی این جایگاه معرفی نماید؛ حال اینکه چنین فردی کیست و چه مشخصه هایی دارد، تا کنون بر کسی آشکار نشده است! اما آنچه مشخص است فرهنگیان با وجود اصرار به انتخاب وزیری از درون مجموعه آموزش و پرورش، هیچ یک از مدیران فعلی این نهاد را به عنوان وزیر نمی پذیرند! این تناقض در قالب کمپین های «نه به زرافشان» و «نه به بطحایی» بروز کرده است.

تحت چنین شرایطی این روند می تواند بارها و بارها برای هر یک از گزینه های پیشنهادی توسط دولت رخ دهد! بنظر می رسد این سردرگمی ریشه در آرمانگرایی فرهنگیان و اسطوره سازی از وزیر آموزش و پرورش دارد. از این منظر وزیر آموزش و پرورش فردی است از درون نظام آموزشی و ترجیحا کلاس درس که توان مدیریتی بی نظیری دارد و با عصای جادویی خود، منابع آموزش و پرورش را چندین برابر می نماید. چنین وزیری قرار است با توانایی بالای خویش دولت را برای چند برابر کردن بودجه آموزش و پرورش تحت فشار قرار داده و بنابر اصطلاح معمول بین فرهنیان، وزیری قدرتمند و شجاع باشد.

با معرفی رسمی سید محمد بطحایی به عنوان وزیر پیشنهادی دولت برای وزارت آموزش و پرورش، عده ای از فرهنگیان معترض به شرایط موجود،‌ گروهی را در فضای مجازی به نام «نه به بطحایی» تاسیس نمودند. اما نکته عجیب این ماجرا چرخش یکباره و ۱۸۰ درجه ای حامیان دکتر زرافشان بود که اینبار در صدر مخالفان دو آتشه بطحایی جای گرفتند! این کمپین در واقع تعبیر ساده ای از اعتراض به عدم حضور «وزیر قدرتمند و شجاع، اسطوره ای و حلال مشکلات» بود و در پسوند آن بجای بطحایی، می تواند هر نامی جای گیرد.

عجیب تر از همه محتوای پست ها و بیانات همکاران فرهنگی در این کمپین اعتراضی است که با مداقه بیشتر می تواند آسیب های مبتلا به جامعه فرهنگیان را عیان سازد! گروهی متشکل از فرهیخته ترین اقشار جامعه که انتظار می رود مطالب مندرج در آن سرشار از عقلانیت و تعقل و اخلاق باشد، در مقابل به تهمت و افترا و تخریب آلوده می گردد. طبیعی است که هر گروهی در چنین شرایط مبهم و نامشخصی، رفته رفته از فضای نقد و مطالبه گری فاصله گرفته و به سمت آنارشیسم نیل می کند.

کمپینی که اساس کار آن می بایست نقد گزینه پیشنهادی دولت برای وزارت آموزش و پرورش یا نهایتا مخالفت با وی می بود، اکنون به محلی برای تخریب و زیر سوال بردن دولت، دامن زدن بر شکاف بین صف و ستاد، تضییع حقوق و حرمت افراد و در نهایت تخطئه جریانات سیاسی حامی دولت مبدل می گردد. عده ای بواسطه گزینه پیشنهادی دولت برای وزارت آموزش و پرورش، رای ۲۴ میلیونی مردم در ۲۹ اردیبهشت را زیر سوال برده و حامیان دولت را بازخواست می کنند، عده ای پا را فراتر گذاشته و تشویق به اعتصاب می کنند و نهایتا عده ای دیگر تهدید به واکنش پرخاشگرانه و تهاجمی می نمایند.

طبق دکترین علوم سیاسی، آرمانگرایی و آنارشیسم دو سوی یک سکه اند! زمانی که دستیابی به آرمان ها و ایده آل ها و در اینجا «وزیر اسطوره ای» مهیا نمی گردد ناگزیر خشم و عصبانیت سرباز می کند و راست و دروغ را در هم می آمیزد. طبعاً در چنین فضایی امکان گفتگو و نقد منصفانه از فرد سلب می شود و آنارشیسم قدرت مخرب خود را به نمایش می گذارد.

حقیقت این است که فرهنگیان از فشارها و تبعیض های ناروا طی دهه های گذشته زخمی و سرخورده اند؛ شعارها و وعده های دولت های پیشین نیز بر این زخم ها نمک پاشیده و شرایط دشوار معیشتی تاب و تحمل این قشر فرهیخته و ارزشمند را به تحلیل برده است. حقیقت این است که بخش هایی از فرهنگیان، نه با گزینه پیشنهادی دولت، بلکه با ادامه وضع موجود و استمرار ناکارآمدی ها و فشارهای معیشتی مخالفند و این رویکرد می تواند نسبت به هر گزینه دیگری معطوف گردد. در این میان مشاهده می شود که متاسفانه برخی گروه ها و افراد با سوء استفاده از این شرایط و دامن زدن به موج نارضایتی ها، قصد تحمیل اغراض خاص خود بر فرهنگیان ناراضی از شرایط موجود را دارند. این امر زمانی مشخص می شود که نقدها نه معطوف به برنامه ها و نقد شرایط و ایرادات، بلکه بر یک شخص متمرکز می گردد. چناچه گویا با کنار رفتن آن شخص، تمامی مشکلات و ایرادات یک شبه رفع و نظام آموزشی به بهشت موعود مبدل خواهد شد.

بی گمان این فضای سنگین و مسموم، جز با گفت و گو و مباحثه در فضایی آرام و به دور از تنش، شکسته نخواهد شد و ضمن آنکه ادامه رویه موجود صرفا به عمیق تر شدن اختلافات، ایجاد ناامیدی از دولت، تقویت منافع جریانات در سایه منجر می گردد.

منبع (+)

 

دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی